فقط خدا می داند منتظر چه هستیم

حتی یک علی هم دوست دارد گاهی بنویسد

فقط خدا می داند منتظر چه هستیم

حتی یک علی هم دوست دارد گاهی بنویسد

امتحان تفسیر

شنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۴۵ ب.ظ

چند روز پیش صبح ساعت 11 امتحان تفسیر داشتم. اولین سوال را که دیدم کپ کردم. آخر من از کجا باید تعداد سوره هایی که با حروف مقطعه شروع می شوند را بدانم؟ البته هر چقدر جلوتر رفتم وضع تست ها بهتر و بهتر شد. ولی باز هم به قول معروف کمیت تست زدنم می لنگید. حالا اگر نمی دانستید بدانید که 29 سوره با حروف مقطعه آغاز می شوند! آخر امتحان هم به عنوان سوال تشریحی تفسیر سوره کوثر را نوشتم. سه آیه دارد و جمع وجور.  ولی حرف های خیلی زیادی دارد حتی برای من ناشنوا. مانند کل زندگی ترم سوم هم چشم بر هم زدنی بیش نبود. ساعت 2 و نیم سایت دانشکده بودم و انتخاب واحد را انجام می دادم. خدا را شکر هم اختصاصی های مورد نظرم را برداشتم و هم کارگاه برق. کارگاه عمومی را هم دو نفر از بچه های سال بالایی مخصوص من و علی ن. از قبل احتکار کرده بودند که دیشب ساعت 11 هر دو انتقال را علی به درستی انجام داد. با یک واحد تربیتی که برداشتم ان شاالله این ترم هم مانند دو ترم قبل 18 واحد خواهم داشت. بعد از انتخاب واحد رفتم دانشگاه شریف. قرار گذاشته بودیم با مهران پ. و محمد درباره پروژه جدید صحبت کنیم و تا حد امکان ایده را پخته کنیم و نهایی. نگهبانی راهم نداد  که نداد. ولی خوب اذان شد و از در مسجد وارد شدم. جلسه را داخل سالن مطالعه (بخونید اتاقک مطالعه!) دانشکده عمران برگزار کردیم. البته ظاهرا سالن مطالعه اصلی نبود. ایده "راننده برتر" حتی بعد از جلسه هم کماکان ناپخته و نا کارآمد می نمود اما قرار شد کار راه اندازی اینترنت ماژول sim800 رو فعلا شروع کنیم و موازی با آن درباره ایده هم بیشتر صحبت کنیم. اینترنت احتمال بسیار زیاد به درد هر پروژه ی IOT و مکان هوشمندی می خورد

شب که رسیدم خانه بچه ها گفته بودند که نمرات تفسیر استاد ما وارد شده. عجب سرعتی! ولی خیلی می نالیدند که بد نمره داده و چه و چه. به من هم 17.5 داده بود! نمرات همه به شدت پایین بودند و علی الظاهر top mark شده بودم و این نمرات از استادی که تعریف ها درباره خوب نمره دادنش می شد خیلی بعید بود و البته بودار. با پرس و جویی که کردم و پیگیری دوستان فهمیدیم ماجرا از چه قرار است. ظاهرا حضرت استاد همیشه در ابتدای کلاس کتابی که خودش نوشته بود را به دانشجو ها می فروخته (بخوانید : توی پاچشون می کرده!) و از یکی از فصول امتحان می گرفته است. اما این ترم نمی دانم به چه دلیل تغییر رویه می دهد در حالی که سوالات همان سوالات قبلی بود و پاورپوینت ها هم به عنوان منبع جدید بسیار ناقص. همین می شود که اعتراض زدیم و وقتی که جواب نداد با یکی از دوستان تا دانشکده معارف و تلفن به استادی که هیچ اثری از خودش باقی نگذاشته پیش رفتیم اما تلاش ها نتیجه ای نداد. با آمدن نمرات تاریخ تحلیلی دوستان دروس عمومی ظاهرا در حال تبدیل به مصداق " ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان" هستند. امیداوارم حداقل مصداق این بیت نشوند که " از قضا سرکنگبین صفرا فزود/روغن بادام خشکی می نمود" نشوند که نه تنها باعث جذب دانشجویان به موضوعات غیر درسی و به درد بخور نشوند بلکه ذهن آن ها را شرطی کنند که هر گاه کتابی در این موضوعات ببینند یاد شب بیداری و کلمات قلنبه سلمبه و کاهش معدل بیافتند. ترم چهارم هم خیر است ان شاالله.

 

  • علی

نظرات (۱)

1-احتکار کار زشتیه علی اقا حتی تو انتخاب کاحد😏
2-فهمیدیم شاخی و پروژه های بی نظیر میزنی😜
3-و همچنین فهمیدیم که شما تاپ مارک تفسیر شدی
و اخر اینکه همه اینا شوخی بود😆
ولی دست به قلمت خوبه ها...
پاسخ:
به به سلام آقا صادق
1- احتکار که خود شما ید طولایی داری الحمدلله😊
2- پروژه که چه عرض کنم.غرض دیدار دوستانه اون وسط هم یه برد بردی دست به دست میشه
3- فهمیدم که ظاهرا بیست هم داشتیم
لطف داری😊
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی