فقط خدا می داند منتظر چه هستیم

حتی یک علی هم دوست دارد گاهی بنویسد

فقط خدا می داند منتظر چه هستیم

حتی یک علی هم دوست دارد گاهی بنویسد

مشروطه 1

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۰ ب.ظ

امروز توفیق پیدا شد که در یک جلسه ای گعده طور شرکت کنم. البته این گعده تازه شروع نشده بود بلکه چندین هفته هست که پنج شنبه بعد از ظهر ها برگزار می شود و دلیل نرفتن هفته پیش را در پست "نوبت عمل کردن است" شرح داده ام. خلاصه اینکه علی ج. آمد دنبال من و سجاد و با هم رفتیم. کمی دیرتر امیرحسین هم به گعده پیوست. در جلسه دوستان علاوه بر ما چهار نفر که دوره 35 مفید بودیم، دوستان دوره 32 ، 33 و 36 هم مشاهده می شدند. آقای مهدوی هم خودش را رساند و در نهایت جلسه حوالی ساعت 4 آغاز شد. سخنران آقای امینی بودند و موضوع مشروطه. امیرحسین به شدت توصیه کرده بود که به هیچ وجه صحبت های استاد امینی را از دست ندهم. از چیزی که فکر می کردم مطالب به شدت بهتر و به درد بخور تر بود الحمدلله. استاد صحبت را با لزوم مطالعه تاریخ آغاز کردند و با بیان مقاطع مهم و ماهیت ساز تاریخ ایران به سراغ مشروطه رفتند که البته وقت زیادی به خود مشروطه نرسید. از قبل هم قرار بود مشروطه ادامه دار باشد. برای همین است که اسم این پست مشروطه 1 شده است. اما در ادامه نوت هایی که به طور خیلی خلاصه برداشتم را قرار می دهم. امیدوارم که اولا مفید باشد ثانیا پست های مشروطه 2 و 3 ای هم در آینده وجود داشته باشد. ان شاالله.

·        تاریخ برای جامعه به مثابه حافظه است برای آدم.

·        مشکلات مشابه در صورت نداشتن حافظه و تاریخ.

·        کار اول انگلیس در هند تعطیل کردن مدارس و بعد هم تدریس تاریخ سلطنتی بریتانیا به جای تاریخ هند.

·        قبل از استعمار در هند نه دزدی وجود داشت و نه گدایی که مرهون سیستم آموزشی هند بود.

·        در ایران هم سه درس هویت ساز تاریخ و ادبیات و دینی به درستی مطالعه نمی شود.

·        اگر تاریخ جدی نشود یک رکن مهم هویتی نادیده گرفته می شود.

·        جوامع متمدن = جوامعی که تاریخ خودشان را حفظ می کنند و اهمیت می دهند.

·        عمده تحلیلات اتفاق های کنونی سطحی است چون که هیچ عمقی پیدا نمی کند. آن عمق تاریخ است.

·        بدلیل ندانستن پیشینه های تاریخی تحلیل های خیلی محکم و خوبی وجود ندارد.

·        تاریخ تکرار می شود و همان چراهای همیشگی وجود دارد.

·        اگر bbc بگوید بگو الله اکبر یک جای کار می لنگد.

·        اگر این دانستن تاریخ درست نشود همان اشتباهات دوباره رخ می دهد.

·        تاریخ ما بسیار گسترده است و نمی توان همه 7000 سال (حداقل) را مطالعه کرد.

·        برای انتخاب باید ملاک داشته باشد : باید آن بخش ها در زندگی الآن ما تاثیر داشته باشند. در آن صورت این بخش از تاریخ ارزش خواندن پیدا می کند.

·        سه مقطع تحول بزرگ و نقطه عطف : ایرانیان مسلمان می شوند = تاریخ صدر اسلام که فوق العاده مهم است و باید خوانده شود + بخش هایی که مربوط به زندگی ائمه است که آن هم خیلی مهم است ، مقطعی که ایرانیان مسلمان شیعه می شوند ، مقطعی که ایرانیان شیعه با فرهنگ غربی روبرو شدند = تارخ معاصر که معمولا از ابتدای قاجار محسوب می شود و هنوز هم ادامه دارد.

·        چرا ایرانیان مسلمان شدند؟

·        ما از فعالیت های ائمه هم هیچ نمی دانیم.

·        چرا الآن امام زمان ظهور نمی کند؟چون امام اگر ظهور کند او را خدای ناکرده می کشیم.

·        یکی از اولین موارد حکومت ولی فقیه در اوایل صفویه است. در زمان شاه طهماسب که در هنگام مطالعه اصول کافی به حدیث لزوم مراجعه به فقیه عادل رسید. ( امام صادق : کسی که حکم چنین فقیهی را رد کند حکم ما را رد کرده و مانند شرک است : یکی از مستندات مربوط به ولایت فقیه) و تصمیم گرفت حکومت را به عالم وقت (محقق کرکی) تحویل بدهد. محقق کرکی هم گفت که من اجازه سلطنت به تو می دهم به شرط اینکه هیچ کار مهمی را بدون اجازه من انجام ندهی. و همین قضیه هم بصورت حکومتی در آمد.

·        با مدرن شدن ، ایرانی که در زمان محمد خان قاجار دوبار روسیه را شکست داده بود در زمان فتحعلی شاه دوبار شکست خورد.

·        یکی از مظاهر ولی فقیه در زمان همین جنگ ها بود که حکم به جنگ با روسیه دادند. حتی حکم به عدم اشکال از بین رفتن اموال مردم داد که تنها از ولی امر چنین حکمی بر می آید نه از مرجع تقلید و مراجع تا این حد لازم دیدند که حکم بدهند.

·        اولین مواجه با غربی ها مواجه ی تلخی بود : قرارداد های ترکمانچای و گلستان

·        عباس میرزا آدم فرستاد اروپا که از مدرنیسم بفهمند و درس بخوانند و با آن بتوانند در جنگ ها پیروز بشوند. فرزندان اشراف علوم مختلف را تحصیل کردند و در هنگام برگشت همگی سیاستمدار شدند. در حالی که در اروپا جذب لژ های فراماسونری شده بودند.

·        همین محصل های اروپا شروع به رواج تفکرات غربی در ایران کردند. که جریان های منورالفکری به صورت نوزادی مریض متولد شد.

·        همچنان هم دو فرهنگ شیعی - ایرانی و فرهنگ غرب با هم دست به گریبان هستند.

·        تاریخ معاصر ایران دو قله دارد. یکی از این قله ها که غربی ها به شدت شکست می خورند. وقوع انقلاب اسلامی است که البته مواجه هنوز تمام نشده است. در قله دیگر ما به شدت شکست خوردیم که این قله همان قضیه ی مشروطه است.

·        تفاوت شیعیان با دیگر مسلمان ها در حکومت اسلامی است. و شکست در مشروطه به این دلیل بود که خود ایرانی ها کاری کردند که به جای حکومت خدا حکومت یک مجلس برقرار بشود. طوری که دو ارمنی در پایتخت اسلامی مرجع تقلید مردم را دار زدند و مردم جیغ و هورا کشیدند.

·        مشروطه باعث شد که حرف امثال آیت الله کاشانی دیگر خوانده نشود. و سخنان علیه شاه تاثیری نداشته باشد.

·        مشروطه و مطالعه آن به همین دلایل است که بسیار مهم است.

·        مردمی که به شدت طرفدار شیخ فضل الله بودند در هنگام دار زدن او جیغ و هورا می کشند. همین مردم عمامه شیخ را به عنوان تبرک بر می دارند = تعریف مردم عافیت طلب،مردم تماشاچی.

·        شیخ فضل الله گفت : عمامه از سر من برداشتند از سر همه بر خواهند داشت. و این پیش بینی در زمان رضاشاه رخ داد.

  • علی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی